قَالُوا سُبْحَانَکَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ
میفرماید: وقتی پروردگار به ملائک فرمود که اگر راست میگویید، به من از آن اسماء خبر دهید، ملائک گفتند: «سُبْحَانَکَ».
«سُبْحَانَکَ» هم معنی منزّه دارد و هم بدین معناست که ما در اختیار تو هستیم و هیچ ارادهای از خود نداریم. «سبحانک» و «سَبَحَ» تقریباً معنی مشابه و مشترک دارند.
«لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا» یعنی ما هیچ علمی نداریم، مگر آنچه که تو به ما آموختی.
«إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ» — به این دو واژهای که در آخر آیه میآید، که دو صفت از خداوند هستند، خوب توجه کنید:
میفرماید: تو «علیم»ی، یعنی همهی علمها در دست توست.
تو «حکیم»ی. «حکیم» دو معنا دارد:
یکی اینکه همهی کارهایت از روی حکمت است؛ یعنی میدانستی که انسان را از ما (ملائک) برتر آفریدی و به انسان چیزی دادی ولی به ما که ملک هستیم، ندادهای، و این حکمتش در دست توست. هم میدانی و هم حکمت داری.
و معنی دیگر «حکیم» این است که فرمان در دستان توست و ما مجری هستیم. خداوند وقتی «حکیم» است، یعنی خداوند فرمان میدهد و ملائک اجرا میکنند. این را «حکیم» گویند و همهجا «حکیم» به این معنی است.
